چشمه عشق
پا بر افلاک نهم آن شب که مهتابم شوي کلبهام گلشن کني آنگه که مهمانم شوی
«غرق اشکانم شوی»
خوابرا محو ميکنم پروانه سان درگرد شمع
جان به قربانت کنم اي صبح اميد وصال
سالهاست من مبتلاي ساغر چشم توام
نام عُهرونرابفرض انگارکن يک قايق است
گرشبي معشوقه وار درخلوت جانم شوي
روشنم آنشب که شمع حال احزانم شوي
آخراين لطفي بکن داروي درمانم شوي
ترسمت فرجام روزي غرق اشکانم شوي نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت
21:12 توسط کریم فرزادفر|
| Design By : Night Melody |

